حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
77
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
etisrevinU معرّف آن است » . « 1 » انجمن علمى تحقيقات رياضى : خواجه نصير الدين طوسى اين انجمن بزرگ را در كنار رصدخانه و نزديك كتابخانه احداث كرد . اين انجمن مملو از دانشجويان و هيأتهايى بود
--> ( 1 ) - دكتر سليمان دنيا ، رئيس بخش فلسفه و كلام دانشگاه الأزهر مصر ، از كتاب « المنهل الصافى و المستوفى بعد الوافى » تأليف جمال الدين يوسف اتابكى ظاهرى كه نسخهء خطى آن در بخش تاريخ كتابخانهء مزبور موجود است ، چنين نقل مىكند : هلاكو خان دستور داد تا خون خواجه نصير الدين طوسى را بريزند . بين هلاكو خان و خواجه گفتگويى انجام شد كه خواجه طى آن گفت : در فلان شب پديدهء ماه گرفتگى رخ مىدهد . هلاكو خان گفت : او را به زندان بيفكنيد . اگر راست گفت كه او را آزاد مىكنيم اما اگر پيشبينى او درست از آب در نيامد او را مىكشيم . پس او را به زندان انداختند تا اينكه در آن شب موعود ، ماه بهطور كامل گرفت . از قضا هلاكو خان در آن شب ، به جهت غلبهء مستى به خواب رفته بود ؛ اين مطلب را به خواجه اطلاع دادند . خواجه با خود گفت اگر هلاكو ماه گرفتگى را نبيند ، قطعا او را خواهد كشت . لحظهاى فكر كرد آنگاه به مغولها گفت : بر روى ظرف غذاى خود بكوبيد و گرنه ماه گرفتگى تا روز قيامت ادامه خواهد يافت . با اين كلام ، هريك از عمال هلاكو بر ظروف غذاى خود كوبيدند ، بهطورى كه موجب سر و صداى زياد شد . با اين حيله هلاكو خان بيدار شد و ديد كه ماه گرفته است . هلاكو با مشاهدهء اين جريان به خواجه ايمان آورد و همين امر سبب ارتباط خواجه با هلاكو خان شد . مؤلف كتاب چنين ادامه مىدهد : همين قضيه باعث شد كه هرگاه ماه بگيرد . مردم روى ظرف مسى خود بكوبند . اين رسم ، فلسفهاى جز آنچه گفتيم ندارد . شيخ شمس الدين گفت كه دوست ما احمد بن حسن حكيم گفت : به مراغه مسافرت كردم و ديدارى از رصدخانه مراغه داشتم . وى آنگاه از دانشمندانى كه در آنجا ملاقات كرده است ياد مىكند . دانشمندانى همچون : على بن خواجه ، شمس الدين محمد بن مؤيد عرضى ، شمس الدين مروانى ، شيخ كمال الدين ايكى و حسام الدين شامى . . . آنگاه ادامه مىدهد : در رصدخانهء مراغه ، آلات و ادوات رصد بسيارى را مشاهده كردم . از جملهء اين آلات ، ذات الحلق است كه عبارت است از 5 دايرهء ساخته شده از مس : دايرهء اوّل دايرهء نصف الليل نام دارد كه به زمين نصب شده بود . دايرهء دوم ، دايرهء منطقه البروج ، دايرهء سوم ، دايرهء عروض ، دايرهء چهارم ، دايرهء ميل و بالاخره دايرهء پنجم ، دايرهء شمسيه كه به واسطهء آن جهت كواكب معين مىشود . همچنين در آنجا اسطرلابى ديدم كه قطر آن يك ذراع بود . استطرلابهاى بسيار ديگرى را نيز در آنجا مشاهده كردم .